مرتضى مطهرى
40
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مسألهء « خلقت عالم » است : الهى جهان را آفريده و مادّى آن را ناآفريده مىداند . اين معيار نيز صحيح نيست . درست است كه الهى جهان را آفريده مىداند ، ولى مادّيين لزوماً آن را ناآفريده نمىشمارند ، بلكه مادّيت جديد يعنى ماترياليسم ديالكتيك بنا بر اصول خاصّ منطق ديالكتيك مدّعى است كه عالم « شدن » است نه « بودن » ؛ عالم يك جريان است نه يك شىء داراى جريان ، و اين « شدن » و « جريان » معلول تضادّ ذاتى اشياء است ، پس جهان چنان كه ماركس مىگويد « خود آفرين » است ( 1 ) ، خودش خودش را مىآفريند ، و نيز به قول ماركس جهان يك « تناسل خودرو » است ( 2 ) ؛ پس عالم دائماً در حال آفريده شدن است و خودش خودش را مىآفريند ، دائماً در حال رويش است و خودش خودش را مىروياند . الهيّون نيز مدّعى هستند كه عالم دائماً در حال آفريده شدن است ؛ خلقت يك امر « آنى » نيست كه در گذشته صورت گرفته و پايان پذيرفته باشد ، بلكه خلقت يك واقعيّت تدريجى و مستمرّ است ؛ يعنى واقعيّت جهان ، واقعيّت « خلق شدن دائم مستمرّ » است ؛ جهان دائماً در حال حدوث و فناست ؛ جهان يك حدوث دائم و مستمرّ است و چون حدوث دائم و مستمرّ است ، هيچ مرتبهاى از آن در مرتبهء بعد يا مرتبهء قبل نيست ، پس نمىتواند « خود آفرين » باشد ، نمىتواند يك « تناسل خودرو » باشد ، نمىتواند خود علّت وجود خود باشد ؛ پس يك علّت جاويد و محيط در كار است كه وجود عالم را ادامه مىدهد . علىهذا معيار الهى بودن و مادّى بودن ، مخلوق بودن و مخلوق نبودن جهان نيست . ماترياليستها براى اينكه چهرهء حقيقى مسأله را بيشتر پنهان كنند اصول ديگرى غير آن اصلى كه آن را « مسألهء اساسى فلسفه » ناميدند طرح مىكنند - كه به اصطلاح به « منطق » مربوط مىشود - و تفاوت دو مكتب را در آن اصول مشخّص مىنمايند . استالين در جزوهء ماترياليسم ديالكتيك مىگويد : « ديالكتيك بر خلاف متافيزيك طبيعت را مجموعهء تصادفات اشياء و پديدههايى كه از يكديگر مجزّا و منفرد بوده و به يكديگر وابستگى ندارند نمىداند ، بلكه بر عكس ، طبيعت را مجموعه و واحد تامّى از اشياء و پديدههايى كه با يكديگر رابطه داشته ، به
--> ( 1 ) و 2 . آن دره پىتر : ماركس و ماركسيسم ترجمهء شجاع الدّين ضيائيان .